تبليغاتX
رونوشت برابر اصل

Words are the source of misunderstandings. "The Little Prince"

Le langage est source de malentendus. "Le Petit Prince"

زبان، سرچشمه سوءتفاهم‌هاست. "شازده کوچولو"


+ نوشته شده در  جمعه 14 بهمن1390ساعت 17:56  توسط "رونوشت" 

در سفرم و نمی‌دونم دوباره کِی ممکنه به اینترنت دسترسی داشته باشم، بنابراین از این فرصت استفاده می‌کنم و پیشاپیش برای همگی شما نوروزی شاد، بهاری دلپذیر، سالی پربرکت و  زندگی‌ای پرآرامش آرزو می‌کنم.


بهار مبارک!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 25 اسفند1390ساعت 14:23  توسط "رونوشت"  | 

یه فروند صوت تعجب بلندبالا بابت آمار خیره‌کننده جستجوی مراکز خرید و مناطق توریستی مالزی که ختم شدن به رونوشت برابر اصل!!!!!! وااااااااااااااااااای... چه خبره... به عنوان کسی که چند سالی مالزی زندگی کردم و خیلی جاهاشو گشتم و دیدم، چند نکته است که فکر می‌کنم با دونستن‌شون شاید سفر بهتری داشته باشین.


بخش مربوط به شکم‌پرستی:

مثل هر سال، عید نوروز، زمانیه که ایرانی‌های زیادی برنامه سفر به مالزی رو می‌ریزن. پیشنهاد می‌کنم اگر به مالزی سفر می‌کنین، غذاهای متنوع گوشه و کنار دنیا رو که در رستوران‌های رنگ و وارنگ مالزی می‌تونین پیدا کنین، امتحان کنین و تمام مدت شکم‌تون رو با فست‌فود یا غذاهای ایرانی پر نکنین. به طور معمول، در مراکز خرید، طبقه زیرزمین، بهشت شکموهاس و رستوران‌ها، اغذیه‌فروشی‌ها، کافی‌شاپ‌ها اکثراً توی این طبقه واقع شدن. مالزی دنیای خوردنی‌های خوشمزه‌اس، این فرصت طلایی رو از دست ندین! تو رو خدا از ایران با خودتون تن ماهی نبرین، انواع و اقسام کنسروهای تن ماهی، با طعم‌های مختلف و حتی خوشمزه‌تر از کنسروهای وطنی، توی سوپرها پیدا می‌شه و این فقط بار سنگینیه براتون، فقط موقع خرید حواس‌تون باشه که اگه ذائقه‌تون عادت نداره، فلفلی‌اش رو نخرین.



میوه‌های عجیب و غریب استوایی رو حتماً امتحان کنین. حیفه که تا مالزی برین و باز میوه‌های همیشگی رو بخورین. من ضمانت می‌کنم که از خوردن میوه‌های استوایی راضی خواهید بود. البته این ضمانت یه استثناء داره که مربوط می‌شه به میوه‌ای به اسم دوریان که بدبوست و به نظر من بویی شبیه به پیاز گندیده یا گاز می‌ده. بعضی‌ها البته طعمش رو دوست دارن اما تعداد کسایی که از این میوه بدشون می‌آد هم کم نیست و علیرغم همه فوایدی که براش می‌شمرن، ورودش به هتل‌ها ممنوعه. بنابراین در مورد این یکی خودتون تصمیم بگیرین. اینم عکس این میوه بدبو که با همه این اوصاف، لقب پادشاه میوه‌ها رو داره و خودش یه پا جاذبه توریستی به حساب می‌آد!



بخش مربوط به آب و هوا:

حتماً می‌دونین که هوای مالزی همیشه گرم و شرجی‌ئه و باید لباس تابستونی بردارین و البته اگه اهل چتر دست گرفتن هستین، چتر رو فراموش نکنین که ناغافل، یکی از اون بارونای فیلم هندی‌وار روی سرتون نازل می‌شه. یه ژاکت نازک هم برای گشت و گذار توی مراکز خرید و فضاهای دربسته ممکنه به کارتون بیاد که معمولاً زیادی خنک هستن. همین که رطوبت هوا زیاد شد و گرماش نفس‌گیر، بدونین باید منتظر یکی از اون بارون هندی‌ها باشین که به نظر من فوق‌العاده‌اس. یه بطری آب معدنی هم همراه‌تون باشه خوبه، چون معمولاً ایرانی‌ها، به خاطر هوای گرم مالزی، خیلی زود احساس خستگی و تشنگی می‌کنن. فکر کنم بد نباشه پیشنهاد کنم که با خودتون یه پماد کالامین هم ببرین، چون خیلی‌ها از دست پشه‌های مالزی، کلافه می‌شن.

گفتم اون روی آسمون آبی کِی اِل رو هم ببینین!



بخش مربوط به رفت و آمد:

برای رفت و آمد در شهر کوالالامپور به راحتی می‌تونین از مونوریل استفاده کنین، چون ایستگاه‌هاش دقیقاً در مراکزی واقع شده که احتمالاً شما هم قراره گذرتون به اون جاها بیفته. یه نقشه ایستگاه‌های مونوریل رو از باجه بلیت‌فروشی بگیرین و خیلی راحت و ارزون و سریع به مقصد برسین. البته گزینه‌های دیگه‌ای هم هست اما به جز تاکسی، برای خیلی‌ها این ساده‌ترین راه به حساب می‌آد. و اما اگر خواستین سوار تاکسی بشین، حواس‌تون باشه که تاکسی‌ها حتماً باید از تاکسی‌متر استفاده کنن و اگر به قول خودمون می‌خواین یه تاکسی دربستی بگیرین، حتماً همون اول مسیر، سر قیمت با راننده توافق کنین، چون در غیر این صورت ممکنه نقره داغ بشین.


بخش مربوط به خرید:

فراموش نکنین که چونه زدن سر قیمت در مراکز خرید بزرگ و معتبر اصلاً کار درستی نیست و فایده‌ای هم نداره، قیمت اجناس روی تگ‌شون نوشته شده و قابل تغییر نیست اما اگر سراغ بازارهای محلی یا محلۀ چینی‌ها (China Town) رفتین، حتماً شانس‌تون رو برای پرداخت کمترین قیمتِ ممکن، امتحان کنین. به برکت حضور پرشور ایرانی‌ها در مالزی، اکثر فروشنده‌های محله چینی‌ها، فارسی دست و پا شکسته‌ای هم بلدن. اگر خرید رفتن براتون خوشاینده، مالزی با تعداد زیادی مراکز خرید بزرگ و هیجان‌انگیز، براتون جای خیلی خوبیه. اجناس برندهای معتبر و شناخته شده، نسبت به ایران، قیمت‌های خیلی مناسبی دارن، به علاوه از حراجی‌ها هم غافل نشین.



بخش مربوط به پاسداشت فرهنگ و تمدن کهنِ دو هزار و پونصد سالۀ مشهور:

خوبه که حواس‌تون به چراغ‌های راهنمایی باشه و هر وقت دلتون خواست از خیابون رد نشین، چون اصلاً وجهه خوبی نداره. در مجموع هر چقدر سعی کنین به قوانین و عرف‌های رایج دنیا بیشتر توجه کنین، تصویر بهتری از خودتون تو ذهن غیرایرانی‌ها یادگار می‌ذارین. مردم مالزی، مردمانی خوش‌رو، آروم و مهمون‌نواز هستن که البته طی سال‌های اخیر، با توجه به رفتار عجیب و غریب بعضی از خارجی‌ها، ممکنه کمی بدبین شده باشن. با متر و معیار ما، شاید زیبا به نظر نیان اما واقعاً دوست‌داشتنی هستن. سعی کنین از مصاحبت‌شون لذت ببرین. در عین حال، در مراکز مذهبی، مثل معابد، لطفاً به مردمی که برای عبادت اومدن احترام بذارین، فضا رو درک کنین و کاری نکنین که شوخی‌های شما، باعث بی‌احترامی به حاضرین در اون مکان بشه. خلاصه یه کاری کنین که این ماجرای تاریخ دو هزار و پونصد ساله‌مون بیشتر از این لوث نشه!



بخش مربوط به گردش و ریلکسیشن:

اگر فرصت داشتین، حتماً سری هم به سواحل جزایر مالزی بزنین. جزیره پیننگ رو برای استفاده از ساحل پیشنهاد نمی‌کنم، چون شلوغ و کثیفه، اما در عوض اگر دیدن معابد جور واجور  و امتحان کردن غذاهای متنوع دریایی براتون جالب باشه، حتماً باید پیننگ رو هم توی برنامه بذارین.

جزایری مثل تیومان یا لنکاوی، فرصتی هستن برای لذت بردن از آرامش و زیبایی ساحلی که یه تیکه از بهشته.



چه به جزیره‌ها سر زدین، چه سر نزدین، اگر اهل ماساژ هستین، تقریباً هر جایی که باشین یه مرکز ماساژ و Spa پیدا می‌کنین. مثلاً در حوالی خیابون بوکیت‌بین‌تانگ، کنار خیابون عده‌ای ماساژور، صندلی گذاشتن و با قیمت‌های ارزون، پاهاتون رو ماساژ می‌دن و خستگی گشت و گذارهای طولانی رو ازشون در می‌کنن. این بوکیت‌بین‌تانگ، یکی از محل‌های توریستی و مشهور کوالالامپوره.



بخش مربوط به آرزوهای خوب:

برای همه شما که به زودی مسافر مالزی هستین، سفر آروم و خوشایندی رو آرزو می‌کنم و امیدوارم وقت برگشت با خودتون یه چمدون خاطره خوش بیارین.


سری هم به این لینک‌ها بزنید شاید اطلاعات مورد نیازتون رو پیدا کردین:

معرفی مراکز خرید کوالالامپور - بخش اول

معرفی مراکز خرید کوالالامپور - بخش دوم

مالزی با اسانس شماره تلفن حامد بهداد!!

پیک‌نیک در مسجد پوترا

دیدنی‌های مالزی - معبد چینی تین‌هو

خوراکی‌های مالزی، کابوسی برای شکموهای ایرانی

ارز و سیم‌کارت اعتباری

خطری جدی به نام پشه دنگی

+ نوشته شده در  چهارشنبه 17 اسفند1390ساعت 19:22  توسط "رونوشت"  | 



اول - بالاخره اسکار هم به جمع جوایز سینمایی ایران اضافه شد تا کمی از زهر سرشکستگی‌ها و تحقیرهای سالیانِ سال کم کنه و مردم سرشون رو بالا بگیرن و افتخار کنن به درخشش دوبارۀ فرهنگ و هنر کشورشون که مدت‌ها بود در حاشیه مسائل دیگه‌ای گم شده بود.

به نظرم این جایزه بیشتر از این جهت اهمیت داره که بسیاری از ذهن‌های مردم دنیا رو متوجه این فیلم می‌کنه. کافیه نگاهی به توییت‌های مردم از کشورهای مختلف دنیا بندازیم و عکس‌العمل‌شون رو بعد از برنده شدن این فیلم ببینیم. تعداد چشمگیری، به شدت مشتاق شدن تا هر چه زودتر این فیلم رو ببینن و این یعنی برقراری دیالوگ با مردم دنیا از دریچه هنر. یعنی به این بهانه، "آی‌ران" برای خیلی‌ها تبدیل به "ایران" می‌شه و دیگه فکر نمی‌کنن ایران همون "ایراک" (عراق)ئه. یعنی هویت‌بخشی به کشوری که خیلی‌ها هنوز چیز زیادی ازش نمی‌دونن.

معتقدم اصغر فرهادی هم با هوشمندی، هر بار موقع دریافت جوایزش، حرف‌هایی زد که موجودیت مردم ایران رو در ذهن مخاطبانش پررنگ‌تر کرد و به اونا یادآوری کرد که جایی از دنیا، مردمی هستن که اگرچه به هزار و یک دلیل پنهان و آشکار، ندیده گرفته می‌شن اما نمی‌شه روشون خط کشید و انکارشون کرد. مردمی که هیچ از این فاصله‌های اجباری خوشحال نیستن و ابداً به این خط‌کشی‌ها افتخار نمی‌کنن. مردمی که ترجیح می‌دن حرفی هم اگه دارن با زبانی مصالحه‌جویانه و هنرمندانه مطرحش کنن تا به زبان تهدید و ارعاب.

دوم - اسم اصغر فرهادی و فیلم جدایی که توسط سندرا بولاک اعلام شد، گروه ایرانی شرکت‌کننده در مراسم اسکار، فقط لبخند محوی زدن. اوج واکنش‌ها لبخند پیمان معادی بود و واژه Yes و البته اشک شوق سارینا فرهادی. لیلا حاتمی نمی‌دونم باز هم همه احساساتش تحت کنترلش بود که لبخندش انقدر کمرنگ بود و بی‌رمق یا احوال خوشی نداشت، یا غمگین بود یا... می‌تونم یه لیست بلندبالا از حدسیات ممکن بنویسم، همه‌شون اما ختم می‌شه به این که ما انگار شادی کردن بلد نیستیم... دست کم امیدوارم که سارینا فرصت داشته باشه، همیشه احساساتش رو همون طور که هستن بروز بده و هیچ وقت مجبور به کنترل‌شون نباشه و امیدوارم که سارینا شاد بودن و شادی کردن رو یاد بگیره.


سوم - گمون نمی‌کنم شانس شرکت در مراسم اسکار، چند بار برای یک غیرآمریکایی پیش بیاد و به همین دلیل فکر می‌کنم بهتر بود برای طراحی لباس لیلا حاتمی و سارینا فرهادی، وسواس بیشتری به خرج داده می‌شد. شک ندارم که می‌شد لباس‌هایی کاملاً مطابق با شرایط ایران طراحی بشه که همزمان با رعایت حجاب، عناصر زیبایی‌شناسانه و احتمالاً مفهومی هم در اون‌ها رعایت شده باشه. متاسفانه به نظر من، فرصتی بود که به سادگی از دست رفت و اتفاقاً این هم یکی از حدسیاتی است که می‌تونم ربطش بدم به چهره گرفته لیلا حاتمی که تا روز قبل از مراسم اسکار مدام صورتی خندون داشت و ناگهان دُرُست شبِ مراسم با چهره گرفته دیدیمش.

چهارم - تبریک جانانه به اصغر فرهادی و گروهش. همۀ جوایزی که گرفتین، به علاوۀ همین اسکارِ هیجان‌انگیز، حقیقتاً گوارای وجودتون.
***
این هم متن سخنرانی اصغر فرهادی هنگام دریافت جایزه اسکار:

At this time, many Iranians all over the world are watching us, and I imagine them to be very happy. They are happy not just because of an important award, or a film, or a filmmaker, but because at a time of tug of war, intimidation and aggressions exchanged between politicians the name of their county, Iran, is spoken here through her glorious culture, a rich and ancient culture that has been hidden under the heavy dust of politics

I proudly offer this award to the people of my country, the people who respect all cultures and civilizations and despise hostility and resentment. Thank you so much

سلام به مردمِ خوب سرزمینم (به زبان فارسی).

در این لحظه بسیاری از ایرانیان سرتاسر جهان، ما را نگاه می کنند. فکر می‌کنم آن‌ها بسیار خوشحال‌اند. آن‌ها تنها به خاطر این جایزۀ مهم یا یک فیلم یا یک فیلمساز خوشحال نیستند، آن‌ها خوشحال‌اند چون در این زمان که صحبتِ جنگ و تهدید و حمله بین سیاستمداران رد و بدل می‌شود، این‌جا صحبت از فرهنگ غنی کشورشان ایران است. یک فرهنگ غنی و قدیمی که زیر گرد و غبار سیاست پنهان مانده است. من با افتخار این جایزه را تقدیم به مردم سرزمین‌ام می کنم. مردمی که برای همۀ فرهنگ‌ها و تمدن‌ها احترام قائل‌اند و با نفرت و خشونت سرِ سازگاری ندارند. از شما بسیار متشکرم.

***

*پیشنهاد یکی از خوانندگان بود که فونت‌ها رو از حالت بولد دربیارم. این پست رو به طور آزمایشی ساده منتشر می‌کنم، اگر خوندنش براتون راحت‌تر بود، به همین ترتیب ادامه می‌دم.

+ نوشته شده در  سه شنبه 9 اسفند1390ساعت 11:46  توسط "رونوشت"  | 

یک - دوشنبه هشت اسفند ماه نود، مراسم اسکار برگزار می‌شه و این بار ایران با "جدایی نادر از سیمین" اصغر فرهادی، در این مراسم حضور داره که در دو بخش بهترین فیلمنامه و بهترین فیلم خارجی کاندیدای دریافت جایزه است. با توجه به موفقیت‌های پیشین و مکرر فیلم، امیدوارم که این بار هم نام اصغر فرهادی رو به عنوان برنده بشنوم اما حتی در غیر این صورت هم، مطمئناً تا همین جای کار، فرهادی و گروهش،احساس غرور و سربلندی و شوق و شوری باورنکردنی به بسیاری از مردم هدیه دادن. واقعیت اینه که جدایی نادر از سیمین تا به الان، برای سینمای ایران و برای مردمی که تشنه خبرهای خوب این‌چنینی هستن، جداییِ پربرکتی بوده!


دو - مراسم اسکار، طبق معمول سال‌های قبل، از شبکه Fox Movies به صورت مستقیم پخش می‌شه. پخش مراسم به وقت ایران از یک و نیم بامداد روز دوشنبه هشت اسفند، با فرش قرمز شروع می‌شه تا ساعت پنج صبح که مراسم اصلی هشتاد و چهارمین دوره جوایز اسکار آغاز خواهد شد. تکرار برنامه از همین شبکه، ساعت هفت و نیم بعد از ظهر پخش می‌شه. برای دریافت شبکه فاکس موویز، مشخصات زیر رو لازم دارین:

Satellite : Nilesat 104
Downlink Frequency : 11296
FEC : ¾
Polarization : Horizontal
Symbol Rate : 27500 Msps


Satellite : Arabsat Badr 4
Downlink Frequency : 11843
Polarization : H
FEC : ¾
Symbol Rate : 27500 Msps

سه - لیست کامل کاندیداهای دوره هشتاد و چهارم جوایز اسکار رو این‌جا ببینین. سایت رسمی اصغر فرهادی هم در حال تکمیل‌ئه و از طریق این لینک می‌تونین بهش سربزنین ولی تا تکمیل نهایی سایت، می‌تونین به صفحه ویکی‌پدیای فرهادی مراجعه کنین و البته سایت IMDb هم اطلاعات خوبی داره. این هم لیستی از همه جوایز جدایی نادر از سیمین که شامل چهل و چهار بُرد در فستیوال‌های سینمایی جهان تا به امروزه که رقم خیلی چشمگیر و قابل توجهی‌ئه.

چهار - فقط می‌مونه یه دنیا آرزوی موفقیت برای ایران، اصغر فرهادی و فیلمش. امیدوارم دوشنبه، مردم ایران باز هم غرق در غرور و خوشحالی بشن که واقعاً چنین شادمانی‌هایی رو نیاز داریم.

+ نوشته شده در  جمعه 5 اسفند1390ساعت 11:3  توسط "رونوشت"  |