تبليغاتX
رونوشت برابر اصل
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
!کافه‌اي كه دوستش دارم


گربه نشسته روی پام. یه جوری به ضرب و زور ناخن‌هاي كوتاش كه ديگه نه ضربي داره، نه زوري، خودش‌و نگه داشته كه نسره پايين. زل زده تو چشمام با اون دو تا تيله سياهش. تو نگاش شوقه، شعفه، تعجبه... مي‌گه من كلي منتظرت موندم، مي‌گه چت شده؟ چرا تحويلم نمي‌گيري؟ داره پشت دستم‌و ليس مي‌زنه، زبونش زبره، محبتش اما صافه، زلال...


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
|+| نوشته شده توسط ندا در پنجشنبه 30 شهریور1385 و ساعت 21:45 | 
!ثبت لحظه

لينك فتوبلاگ سام رو توي ليست پيوندهاي وبلاگم گذاشتم، اما دوست داشتم اين‌جا هم اشاره‌اي بهش داشته باشم. پيشنهاد مي‌كنم اگر از ديدن عكس لذت مي‌بريد و به حس زيبايي‌شناسي‌تون اهميت مي‌دين، حتما به عكس‌هايي كه سام با وسواس انتخاب كرده سر بزنين. عكس‌ها، بدون هيچ كلامي، دنياي كلمه‌اند. حيفه از دست بدين‌شون...

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
|+| نوشته شده توسط ندا در دوشنبه 27 شهریور1385 و ساعت 13:16 | 
...وقتي‌ كه چراغ قرمز شد

از سال ۷۳ كه رسما وارد فعاليت تئاتري شدم تا امروز كه تقريبا دو سال از آخرين تمرين تئاتري‌ام (و نه اجراي اون!) مي‌گذره، هميشه دغدغه تئاتر با من بوده و هست. هرگز نه دنبال تيتر بود‌ه‌ام، نه عنوان و صد البته هيچ‌وقت هم چشمداشتي نداشتم به قراردادهاي بي‌رمق شفاهي و بدون ضمانت اجرايي كارگردان‌هايي كه سرنوشت خودشون هم بسته بوده به قضا و قدر و خوشايند و بدآيند مدير مربوطه كه آيا از رنگ شال و كلاه كارگردان مفلوك، خوشش مي‌آمده يا نه....

 
 


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
|+| نوشته شده توسط ندا در شنبه 25 شهریور1385 و ساعت 23:47 | 
!یک اتفاق خوب

امروز تو وبگردی‌هام به وبلاگ مريم رسيدم . دلم خواست لذتي رو كه از خوندن نوشته‌‌هاي كوتاهش بردم،با شما قسمت كنم كه در روزگار اين همه نامهرباني، مريم از آدم‌هاي خوب شهر مي‌نويسد. خدا را چه ديديد، شايد هر كدام از ما هم در به تصوير كشيدن زبيايي‌هاي هنوز پابرجاي روزمرگي‌ها، با او شريك شديم.

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
|+| نوشته شده توسط ندا در شنبه 25 شهریور1385 و ساعت 16:34 | 
خيلي خيلي كم درباره تئاتر...

راستش داشتم دنبال آمار ساليانه فارغ‌التحصيلات تئاتر در ايران مي‌گشتم، اتفاقي به اين دو مطلب برخوردم. فعلا اين دو فقره را مطالعه بفرماييد، اميدوارم به زودي چيزكي در موردشان بنويسم.

سايت ايران تئاتر: نقش‌ دانشگاه‌هاي هنر به‌خصوص تئاتر در انديشه‌سازي

سايت تئاتر ما: فرياد دانشجويان و استادان تئاتر رابشنويم!

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
|+| نوشته شده توسط ندا در سه شنبه 21 شهریور1385 و ساعت 0:9 | 
!!!دست‌اندركاران مربوطه، بياييد كمي از خودمان تعريف كنيم

امشب يك ربع - بيست دقيقه‌اي از نشست مطبوعاتي سريال اسف‌انگيز نرگس رو ديدم و راستش ادامه‌شو تاب نياوردم. واقعا مايه‌ شرمندگي اهالي تلويزيون كه حكايت‌شان حكايت خود گويي و خود خندي شده‌است...



ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
|+| نوشته شده توسط ندا در شنبه 18 شهریور1385 و ساعت 0:33 | 
بدون شرح!

جهت قبله در فضا...

گمان نمی‌كنم احتياج به توضيح داشته باشد.

 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
|+| نوشته شده توسط ندا در پنجشنبه 16 شهریور1385 و ساعت 15:16 | 
رنجی که می‌كشيم

۱- چند روز پيش‌تر، شايعات شروع شده بود. اين كه فلان مجري تلويزيون، بعد از يك كلاهبرداري بزرگ، از كشور خارج و در قبرس پناهنده شده است.

و خيلي زود هم خبر رسمي اين شايعه در روزنامه‌ها به چاپ رسيد...


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
|+| نوشته شده توسط ندا در پنجشنبه 16 شهریور1385 و ساعت 10:11 | 
قدردانی

فقط چند روز بعد از اولين پست در مورد سفر به مالزي، دوستان زیادی كه در حال تحصيل در مالزي هستند يا حتي قبلا چنين تجربه‌اي داشتن، لطف کردن و برام پیغام گذاشتن یا ای‌‌ميل فرستادن كه اگر احتياج به راهنمايي و كمك‌شون دارم باهاشون تماس بگيرم... بعضي‌ها هم پيشاپيش بهم خوشامد گفتن...


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
|+| نوشته شده توسط ندا در دوشنبه 13 شهریور1385 و ساعت 10:5 | 
نوستالژي در شهر كتاب

ديروز با نغمه رفتيم شهر كتاب نياوران كه مختصر خريدي بكنم براي سفر... چند هزار سال بود كه پا توي هيچ كتاب‌فروشي‌اي نذاشته بودم؟! لعنتي... بدجوري دلم هواي روزگار گذشته‌رو كرد...

 

 


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
|+| نوشته شده توسط ندا در جمعه 10 شهریور1385 و ساعت 11:59 | 
عاشقانه

چه‌قدر خوب است

 

كه صبح بيدار شوي

به تنهايي...


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
|+| نوشته شده توسط ندا در جمعه 10 شهریور1385 و ساعت 0:54 | 
سفر به مالزي

همین امروز یه پست جدید داشتم، اما دوباره و به سرعت سر و كله‌ام اين‌جا پيدا شد. دليلش يه اتفاق بامزه‌اس كه باعث شد بيام و يه توضيح كوچولو بدم. راستش بلافاصله بعد از پست قبلي، آمار بازديدكننده‌ها تغيير زيادي كرد، تنها دليلي كه حدس زدم مي‌تونه داشته باشه، كلمه مالزی است و بس كه احتمالاً عده‌اي مشغول جستجوي اين واژه بوده‌ان كه به وبلاگ من هم سرزدن...


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
|+| نوشته شده توسط ندا در شنبه 4 شهریور1385 و ساعت 14:32 | 
شمارش معكوس

بايد باور كنم كه راستي راستي رفتني شدم... پذيرشم چهارشنبه گذشته اومد و بليط‌ رو هم براي چهارم مهر رزرو كردم. خلاصه ماجرا، اگر بار گران بوديم و رفتيم...




ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
|+| نوشته شده توسط ندا در شنبه 4 شهریور1385 و ساعت 11:4 | 
Powered By BLOGFA - Designing & Supporting Tools By WebGozar