تبليغاتX
رونوشت برابر اصل
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
Homesick

هفت ماه از خروج من از ایران و زندگیم تو مالزی گذشته و بالاخره من هم احساس Homesick شدن کردم! هفته پیش، سخت ترین روزهای زندگیم رو تو مالزی پشت سر گذاشتم. به قدری دلتنگ خانواده ام شده بودم و انقدر به روزهای گذشته دور و نزدیک فکر کردم که عملا زندگیم فلج شد و حتی باعث شد چهار روز متوالی هیچ انگیزه ای برای حضور در کلاس نداشته باشم. اتفاقی که برای بعضی از هم کلاسی هام که این چند ماه رو با هم گذرونده بودیم خیلی عجیب بود. من... و این غیبت طولانی!

اگر نبود تحمل و بردباری و مهربونی دوستی که با وجود درگیری های شخصی خودش، تو این روزهای دلتنگی همراهیم کرد و تنهام نگذاشت، اگر نبود همه مهر دوستایی که به اصرار، بالاخره من رو از به قول خودشون سلول تنهاییم کشیدن بیرون و یک آخر هفته کاملا خانوادگی رو برام ترتیب دادن، معلوم نیست که چه بلایی سرم می اومد یا این وضعیت چقدر طول می کشید. هزار هزار ممنون شون هستم.

اما همه اینا رو اگر نوشتم، نه به خاطر این که لحظات خصوصی زندگیم رو شرح داده باشم، فقط خواستم ذهن بعضی ها رو روشن کنم که همه ما آدمیم با مجموعه ای از فرایندهای حسی پیچیده که گاهی وقت ها ممکنه کنترل شون خیلی هم دست ما نباشه. شمار روزهای ناخوش زندگی کم نیست، همون قدر که روزای خوش زندگی شمردنی نیست. اما برای روزای ناخوشی و کسالت و دلتنگی، اگر دوستی دستی داد به کمک، با لجاجت ردش نکنیم، نگذاریم این کسالت دائمی بشه تو لحظات مون.

هنوز کاملا رو به راه نیستم. دارم بازپروری می کنم خودم رو!!! هر بار که می آم سر می زنم به کامنت ها، که پر از لطف همه شماهاست که می شناسم یا نمی شناسم، می بینم که وای مشقام داره رو هم جمع می شه! می دونم توقع دارین که زودتر مطلب جدیدی بنویسم، اما کمی فرصت می خوام. شاید زیادی حساس هستم اما به هر حال این هم یک ویژگی شخصیتی است که خیلی نمی تونم تغییرش بدم و تا نشم اون آدم قبلی، نمی تونم هیچی بنویسم. همین الان دو تا مطلب نصفه دارم که هر دو شون رو ثبت موقت کردم تا بعد کامل شون کنم. من رو ببخشید اگر منتظرتون گذاشتم. به زودی بازگشت گودزیلای دو رو در برنامه خواهم داشت.

این هم یک توضیح جامع برای مهرگان عزیز که گفت مشکلی داری اون جا یا نه. تنها مشکلی که این جا داشته ام تا به حال همین بود که قصه اش رو خوندین.

به امید این که بازگشت گودزیلای دو زود زود اتفاق بیفته. خوب باشین.

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
|+| نوشته شده توسط ندا در پنجشنبه 30 فروردین1386 و ساعت 17:1 | 
Powered By BLOGFA - Designing & Supporting Tools By WebGozar