تبليغاتX
رونوشت برابر اصل
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
آقا اجازه.... به خدا تقصیر ما نبود


این که وقتی از ایران بیرون می آی چه اتفاقی می افته که باعث می شه حسیاتت انقدر عوض بشه یا شاید درونیاتت بروز پیدا کنه، دقیقا نمی دونم اما بدون تردید مطمئنم که همه کسانی که از ایران خارج می شن، به قصد اقامت های طولانی یا ابدی در سرزمین های دیگر، کم کمک روحیه ایران دوستی و ایران پرستی شون قوی تر می شه.
حالا به این اضافه کنید تحصیل در رشته ای رو که لاجرم به صورتی لاینقطع و همیشگی، در هر یک از موضوعات درسی اش، پای ایران هم وسط کشیده می شه تا به عنوان مثال همیشه نقیض، دلیل اثبات تئوری های بسیار دقیق استادان رشته توریسم بشه.
استاد درس جغرافی، مرد جوانی است فرانسوی، شوخ و شنگ و بی غرض. این توضیح رو می دم تا همون قدر که من ازش ناراحت نشدم، دیگران هم نشن.

وقتی خواست مثالی از مشکلات سیاسی که باعث افت آمارتوریسم می شن بزنه، از من پرسید: هیچ کدوم از اسرائیلی ها اجازه دارن به عنوان توریست به ایران بیان؟ و بعد لبخند شیطنت آمیزی زد
وقتی جواب می دم نه، صوت تعجب مالایی بلند می شه: اوووووووووووووووووووو
ولی حوصله ندارم در این مورد بحث کنم.

استاد جغرافی، می ره سراغ نقشه، داره در مورد اهمیت مکان جغرافیایی کشورهای مختلف صحبت می کنه. اسمی رو نقشه نیست. با حرکاتی سریع کشورهایی رو نشون می ده و از بچه ها می خواد که حدس بزنن این جا کجاست؟ اما یه جایی می رسه که کسی جوابی براش نداره. من رو نگاه می کنه، و چشماش مثل دفعه قبل، از شیطنت برق می زنه. می گه تو می دونی این جا کجاست، مگه نه؟
می گم نه... می خنده و می گه اسرائیل!
لبخند می زنم به این حس کودکانه کنجکاوش که داره تمام سعی اش رو می کنه که واکنش من رو ببینه در قبال مساثلی که من هیچ نقشی در به وجود آمدن و ادامه داشتنش نداشتم.

کمی که می گذره، می ره طرف دیگه نقشه، باز هم کلی ماجراهای مختلف تا این که باز نگاهش می افته به من. منتظر سوال جدیدش می مونم. کشوری رو نشون می ده و می گه ندا رئیس جمهور این کشور رو باید بشناسه. این طور نیست؟ می گم متاسفانه بله..... چاوز!
بچه ها که انگار اصلا از این بازی سر درنمی آرن، حیرون به من نگاه می کنن و معلومه که هنوز نتونستن ربط من و چاوز به هم دیگه رو پیدا کنن؛ به استاد نگاه می کنن و منتظر توضیح می مونن، جواب شون لبخنده، بدون شرح!

باز هم ماجراهایی از این دست رو خواهم نوشت.
 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
|+| نوشته شده توسط ندا در جمعه 17 اسفند1386 و ساعت 1:7 | 
Powered By BLOGFA - Designing & Supporting Tools By WebGozar