پیک نیک در مسجد پوترا
به شکرانه تعطیلات بین ترمی ، روزهای کشدار و کسالت بار شروع شده اند.
دیروز بعداز ظهر، تصمیم گرفتیم سری به مسجد پوتراجایا بزنیم. شهر کم جمعیت
پوتراجایا، چنان حساب گرانه طراحی شده، که به قول دوستی، طراحان انگار فکر
ده سال آینده آن را هم کرده اند. اشاره دوستم به خیابان چهاربانده این
منطقه خلوت بود.
این جا پایتخت جدید مالزی است که برای جلوگیری از تراکم بیش از اندازه ادارات دولتی و شلوغی کوالالامپور، بسیاری از مراکز دولتی را در خود جای داده است.
هوا هنوز روشن بود که به محوطه باز و بزرگ جلوی مسجد رسیدیم. میدان بزرگی که ظاهرا محل استراحت و تفریح اهالی منطقه است. هر کس به فراخور داشته ها و سلایقش،زیراندازی دارد و کمی هم خوراکی، بچه ها هم که سور و ساتشان تکمیل است.... پیک نیک در مسجد پوترا
Putrajay Mosque
مسجدی با گنبد صورتی رنگ و نقش و نگار برجسته طرح اسلامی بر آن و گلدسته ای به ارتفاع 116 متر که بلندترین مناره جنوب شرقی آسیاست. طبیعی است که معماری این مسجد با معماری مساجد ما بسیار متفاوت است. علاوه بر تفاوت تعداد گلدسته ها( مسجد های اهل سنن، تنها یک گلدسته دارند )، چهار گنبد کوچک تر ، گنبد اصلی رو احاطه کرده اند. برش های ساختمان مسجد، و طرح های آجرچینی آن به گمانم بیشتر شبیه به معماری منطقه هند باید باشد. بازدید از مسجد برای همه، اعم از مسلمان و غیرمسلمان از ساعت 9 صبح تا 5 بعدازظهر آزاد است اما برای غیرمسلمانان در ساعات نماز ممنوعیت وجود دارد.
فضای سبز مرتب و زیبای اطراف مسجد هم خیلی جذاب است و عطر گل هایی که در هوای مرطوب مالزی، کم تر فرصت به رخ کشیدن خودشون رو دارند از اطراف به مشام می رسد.
دور و بر مسجد حسابی از مردمی که قصد گذراندن یک روز آرام بیرون از خانه و در کنار خانواده را داشتند، شلوغ است. در گوشه ای از میدان، پدر و پسری بدمینتون بازی می کنند. در گوشه دیگری بچه ها با دوچرخه و سه چرخه و چهار چرخه هاشان، مسابقه گذاشته اند... آن طرف تر، زوج جوانی، انگار نه انگار این همه هیاهو، دل می دهند و قلوه می ستانند!!!
میدان با پلکانی در انتهای محوطه مسجد به سمت دریاچه زیبای پوتراجایا می رود. اما پیش از رسیدن به دریاچه، باید از میان ساختمانی بگذریم که انواع و اقسام رستوران ها را در کنار هم جای داده است. قبلا هم نوشته بودم که مردم مالزی به غذا خوردن بیرون از خانه بسیار علاقه مند هستند و در همه ساعات روز، همه غذاخوری ها و رستوران ها مشتریان خود را دارند. برخلاف تصور ما از رستوران های نزدیک مساجد، این ساختمان و رستوران هایش همگی تمیز و شیک هستند. انتخاب رستوران می ماند برای شام و بعد از گردش.
بر روی دریاچه چندین پل زیبا ساخته شده است که دو سوی دریاچه را به هم متصل می کند.
این جا پایتخت جدید مالزی است که برای جلوگیری از تراکم بیش از اندازه ادارات دولتی و شلوغی کوالالامپور، بسیاری از مراکز دولتی را در خود جای داده است.
هوا هنوز روشن بود که به محوطه باز و بزرگ جلوی مسجد رسیدیم. میدان بزرگی که ظاهرا محل استراحت و تفریح اهالی منطقه است. هر کس به فراخور داشته ها و سلایقش،زیراندازی دارد و کمی هم خوراکی، بچه ها هم که سور و ساتشان تکمیل است.... پیک نیک در مسجد پوترا
Putrajay Mosque
مسجدی با گنبد صورتی رنگ و نقش و نگار برجسته طرح اسلامی بر آن و گلدسته ای به ارتفاع 116 متر که بلندترین مناره جنوب شرقی آسیاست. طبیعی است که معماری این مسجد با معماری مساجد ما بسیار متفاوت است. علاوه بر تفاوت تعداد گلدسته ها( مسجد های اهل سنن، تنها یک گلدسته دارند )، چهار گنبد کوچک تر ، گنبد اصلی رو احاطه کرده اند. برش های ساختمان مسجد، و طرح های آجرچینی آن به گمانم بیشتر شبیه به معماری منطقه هند باید باشد. بازدید از مسجد برای همه، اعم از مسلمان و غیرمسلمان از ساعت 9 صبح تا 5 بعدازظهر آزاد است اما برای غیرمسلمانان در ساعات نماز ممنوعیت وجود دارد.
فضای سبز مرتب و زیبای اطراف مسجد هم خیلی جذاب است و عطر گل هایی که در هوای مرطوب مالزی، کم تر فرصت به رخ کشیدن خودشون رو دارند از اطراف به مشام می رسد.
دور و بر مسجد حسابی از مردمی که قصد گذراندن یک روز آرام بیرون از خانه و در کنار خانواده را داشتند، شلوغ است. در گوشه ای از میدان، پدر و پسری بدمینتون بازی می کنند. در گوشه دیگری بچه ها با دوچرخه و سه چرخه و چهار چرخه هاشان، مسابقه گذاشته اند... آن طرف تر، زوج جوانی، انگار نه انگار این همه هیاهو، دل می دهند و قلوه می ستانند!!!
میدان با پلکانی در انتهای محوطه مسجد به سمت دریاچه زیبای پوتراجایا می رود. اما پیش از رسیدن به دریاچه، باید از میان ساختمانی بگذریم که انواع و اقسام رستوران ها را در کنار هم جای داده است. قبلا هم نوشته بودم که مردم مالزی به غذا خوردن بیرون از خانه بسیار علاقه مند هستند و در همه ساعات روز، همه غذاخوری ها و رستوران ها مشتریان خود را دارند. برخلاف تصور ما از رستوران های نزدیک مساجد، این ساختمان و رستوران هایش همگی تمیز و شیک هستند. انتخاب رستوران می ماند برای شام و بعد از گردش.
بر روی دریاچه چندین پل زیبا ساخته شده است که دو سوی دریاچه را به هم متصل می کند.
یکی از این پل ها با نام Putrajaya Bridge یا پل پوتراجایا، با الگوبرداری از پل خواجوی اصفهان ساخته شده است که بی اغراق تا رسیدن به زیبایی چشمگیر پل خواجو فاصله زیادی دارد.
پل دیگر با نام سری واواسان ( Seri Wawasan Bridge ) نمادی از معماری مدرن است با نمایی یادآور کشتی های بادبانی. این سازه تمام فلزی با طراحی زیبایش توجه هر تازه واردی را جلب خواهد کرد.
از دیگر ساختمان های زیبای این منطقه، ساختمان نخست وزیری است که پردانا پوترا ( Perdana Putra ) نام دارد و به تنهایی بر بالای تپه ای مشرف به میدان مسجد پوترا قرار گرفته است که شاید تنها گنبد فیروزه ای رنگ مالزی را داشته باشد.
بر روی دریاچه دو نوع قایق تفریحی در حال حرکت هستند.
Curise Tasik : اولی قایق تفریحی نسبتا بزرگی است با گنجایش حدود 30 مسافر که از 10 صبح تا 6:30 بعدازظهر، مسافران را به گردشی چهل دقیقه ای بر روی دریاچه می برد و مختصر توقف هایی هم برای عکاسی دارد. مبلغ بلیت این قایق برای بزرگسالان 30 رینگیت، برای خردسالان 20 رینگیت، برای خانواده ای شامل والدین و دو فرزند 84 رینگیت، والدین همراه با سه فرزند 88 رینگیت و والدین همراه با چهار فرزند 92 رینگیت است.
البته من بعد از سوار شدن این قایق، متوجه شدم که برای من قایق ارزان تر که متاسفانه هزینه بلیتش را به خاطر ندارم، می توانست خوشایندتر باشد، چرا که نوع اول، اتاقکی کاملا بسته است با پنجره هایی دور تا دور و فضای بسیار اندکی بر روی عرشه ( اگر بشود به آن عرشه گفت!! ) در حالی که قایق دومی، فقط برای جلوگیری از نور آفتاب تنها یک سایبان دارد.
و اما شب، وقت برگشت از دریاچه باز هم از کنار مسجد گذشتیم. از کمی آن طرف تر مسجد صدای آوازی به گوشمان خورد. رد صدا را گرفتیم و در فاصله چند پله پایین تر از محوطه مسجد، جمعیتی از خانواده های مسلمان را دیدیم که رو به روی سن نشسته اند و به رقص و آواز دخترک جوان خواننده چشم و گوش سپرده اند. نه آواز برای ما دلنشین بود و نه رقصش اما نکته جالب همزیستی مسجد بود با این دخترک آوازه خوان... این جا بسیاری تصاویر با زمینه ذهنی ما کاملا متفاوت است...
و اما نکته مهمی که نباید فراموش شود، مشکلات رفت و آمد با وسایل نقلیه عمومی در این منطفه است که باید قبل از رفتن به پوتراجایا برایش فکری بکنید وگرنه هنگام برگشت،پیدا کردن تاکسی کاری سخت و دشوار و رسیدن به ایستگاه اتوبوس ، طی مسافتی بعید را به دنبال خواهد داشت.
ناگفته های بسیاری ماند.شاید دیگران بهتر و بیشتر بدانند و بنویسند.
_____________________________________________________
پل دیگر با نام سری واواسان ( Seri Wawasan Bridge ) نمادی از معماری مدرن است با نمایی یادآور کشتی های بادبانی. این سازه تمام فلزی با طراحی زیبایش توجه هر تازه واردی را جلب خواهد کرد.
از دیگر ساختمان های زیبای این منطقه، ساختمان نخست وزیری است که پردانا پوترا ( Perdana Putra ) نام دارد و به تنهایی بر بالای تپه ای مشرف به میدان مسجد پوترا قرار گرفته است که شاید تنها گنبد فیروزه ای رنگ مالزی را داشته باشد.
بر روی دریاچه دو نوع قایق تفریحی در حال حرکت هستند.
Curise Tasik : اولی قایق تفریحی نسبتا بزرگی است با گنجایش حدود 30 مسافر که از 10 صبح تا 6:30 بعدازظهر، مسافران را به گردشی چهل دقیقه ای بر روی دریاچه می برد و مختصر توقف هایی هم برای عکاسی دارد. مبلغ بلیت این قایق برای بزرگسالان 30 رینگیت، برای خردسالان 20 رینگیت، برای خانواده ای شامل والدین و دو فرزند 84 رینگیت، والدین همراه با سه فرزند 88 رینگیت و والدین همراه با چهار فرزند 92 رینگیت است.
البته من بعد از سوار شدن این قایق، متوجه شدم که برای من قایق ارزان تر که متاسفانه هزینه بلیتش را به خاطر ندارم، می توانست خوشایندتر باشد، چرا که نوع اول، اتاقکی کاملا بسته است با پنجره هایی دور تا دور و فضای بسیار اندکی بر روی عرشه ( اگر بشود به آن عرشه گفت!! ) در حالی که قایق دومی، فقط برای جلوگیری از نور آفتاب تنها یک سایبان دارد.
و اما شب، وقت برگشت از دریاچه باز هم از کنار مسجد گذشتیم. از کمی آن طرف تر مسجد صدای آوازی به گوشمان خورد. رد صدا را گرفتیم و در فاصله چند پله پایین تر از محوطه مسجد، جمعیتی از خانواده های مسلمان را دیدیم که رو به روی سن نشسته اند و به رقص و آواز دخترک جوان خواننده چشم و گوش سپرده اند. نه آواز برای ما دلنشین بود و نه رقصش اما نکته جالب همزیستی مسجد بود با این دخترک آوازه خوان... این جا بسیاری تصاویر با زمینه ذهنی ما کاملا متفاوت است...
و اما نکته مهمی که نباید فراموش شود، مشکلات رفت و آمد با وسایل نقلیه عمومی در این منطفه است که باید قبل از رفتن به پوتراجایا برایش فکری بکنید وگرنه هنگام برگشت،پیدا کردن تاکسی کاری سخت و دشوار و رسیدن به ایستگاه اتوبوس ، طی مسافتی بعید را به دنبال خواهد داشت.
ناگفته های بسیاری ماند.شاید دیگران بهتر و بیشتر بدانند و بنویسند.
_____________________________________________________
* برای دیدن عکس های جالب تری از Putrajaya به این جا سر بزنید که مطمئنا برایتان جذاب خواهد بود.
+ نوشته شده در یکشنبه ۲۵ آذر ۱۳۸۶ ساعت 11:20 توسط "رونوشت"
|