دومین عید دور از خانواده، به لطف تعدادی از دانشجوهای ایرانی دانشگاه لیم کوک وینگ و ام ام یو، رنگ و بوی دیگری داشت.


مدتی قبل خبردار شدم که بچه های لیم کوک وینگ حسابی مشغول تدارک جشن نوروزی هستند. از اون جا که مدتی است این دانشگاه رو ترک کردم، دوستی محبت کرد و بلیت ورودی رو برام خرید. قرار بود که بهزاد محمدی با گروهش نمایش اجرا کنند و فرهاد جواهرکلام هم به عنوان خواننده دعوت شده بود. بی تعارف بگم، به دلایلی که به پیشینه تئاتری من برمی گرده، بهزاد محمدی رو نمی تونم به عنوان نماینده تئاتر قبول کنم و کاملا نسبت به نظر کسانی که تئاتر را با بهزاد محمدی ها می شناسن آلرژی دارم. به هر حال نسبت به حضور این فرد، با دافعه کامل در جشن شرکت کردم.


تا قبل از شروع جشن، شام خوردیم و بعد کم کمک راهی سالن اجتماعات دانشگاه شدیم که صحنه اون با وسواسی چشمگیر و دور از توقعم طراحی شده بود. سفره هفت سینی هم که درست پایین صحنه چیده بودند، واقعا زیبا بود. مطمئنم که تصویری که این بچه ها از نوروز ارائه کردن به قدر کافی برای خارجی ها جذاب بوده. برنامه با تلاوت قرآن توسط یکی از دانشجوها شروع شد و بعد از اون دخترکی مالزیایی، به زبان انگلیسی اطلاعاتی در مورد نوروز به میهمانان داد که تلفظ برخی کلمات فارسی توسط این دخترک، کششی دو چندان داشت.



بهزاد محمدی تنها آمده بود و هیچ خبری هم از گروهش نبود. من از این بابت خوشحالم، چون اجرای برنامه توسط محمدی رو بیشتر از اجراهای نمایشی اش می پسندم با وجودی که در هنگام مجری گری هم مثل نمایش هاش، حرمت خیلی چیزها رو نگه نداشت. مطمئنم خیلی ها از کنسل شدن نمایشش حسابی پکر شدن، خب این دست بدقولی ها در فرهنگ اصیل ایرانی، غریب نیست. حتی اگر عده ای اساسا به قصد دیدن این نمایش بلیت خریده باشند، یک عذرخواهی ساده قرار است که مشکل رو برطرف کنه.


برنامه ها متنوع بود، از اجرای موسیقی سنتی ایرانی که بسیار دلنشین اجرا شد، تا رقص و مسابقه و نهایتا هم برنامه فرهاد جواهرکلام که نمی شناختمش اما دستش درد نکنه که جماعتی رو خوشحال کرد.




ساماندهی برنامه عالی بود اگرچه مثل هر برنامه زنده دیگری، مشکلاتی پیش بینی نشده، اتفاق افتاد. بعد از اتمام برنامه، در محوطه باز دانشگاه، آتش به پا بود و جشن چهارشنبه سوری... ما اندکی تماشا کردیم و از ترس پیدا نکردن تاکسی، مراسم رو ترک کردیم ولی ملتی که نگران چطور به خونه رسیدن نبودن، تا 5 صبح جشن نوروزی رو ادامه دادن. نکته جالب توجه، حضور تعداد بسیار زیادی خانواده های ایرانی در این جشن بود و یادآوری کننده این که جمعیت ایرانی های ساکن مالزی، روز به روز داره افزون تر می شه. به نظرم سال دیگه، ایرانی ها باید در انتخابات مالزی، حق رای داشته باشن!!


و اما شب دوم و جشن ام ام یو، که مراسمی رسمی تر بود و البته بسیار براش زحمت کشیده شده بود، اما گرمای جشن لیم کوک وینگ رو نداشت. از طرفی، مدیریت و برنامه ریزی ها، تداخل هایی رو به وجود آورده بودن که بخش های زیادی از برنامه ها حیف شد. مثلا، با توجه به زحمتی که گروه موسیقی سنتی کشید، توجه مهمانان اصلا جلب نشد. چراغ های سالن روشن بود و مردم به جای گوش دادن به موسیقی، مشغول گپ و گفتگو بودن. در حالی که اگر فقط چراغ های سن رو روشن می گذاشتن، خواه ناخواه، توجه مخاطبان به اجرای موسیقی جلب می شد. این اشتباه باعث شد موسیقی چیزی شبیه به اجرای زنده در کافه ها بشه... حیف!
این جا هم سفره هفت سین زیبایی درست جلوی ورودی سالن اجتماعات چیده بودن. بهترین بخش برنامه ام ام یو از نظر من، کلیپ بسیار زیبایی بود که خلاصه و موجز، با تصاویری زیبا، ایران رو معرفی می کرد. خوشحال می شم که بتونم یه نسخه از این کلیپ رو داشته باشم تا در دانشگاه خودمون هم برای دانشجوهای خارجی نمایشش بدم.


سبزی پلو با ماهی شب عید رو هم بچه های ام ام یو تقبل کرده بودند که خیلی چسبید.آخر شب هم برنامه اجرای موسیقی رضایا و آرمین بود که باز هم من نمی شناختمشون و البته باز هم، بخش دیگر برنامه که اجرای موسیقی توسط گمونم کسی به نام علی اصحابی بود کنسل شد، چون ظاهرا برای خروج از ایران دچار مشکل شده بود. به هر حال، دو پسرک جوان، حسابی مهمانان رو بعد از یک رخوت طولانی به هیجان آوردن و سعی کردن جای خالی خواننده جا مانده از جشن رو هم پر کنن.
دست همه کسانی که تلاش کردن تا نوروزی دلچسب برای ایرانی های ساکن مالزی بسازند درد نکنه.


در عین حال از اون جایی که آمار ایرانی ها به صورت تصاعدی در مالزی بالا می ره و البته در طول تعطیلات عید هم بسیاری به این جا سفر می کنن، کنسرت گزاران ، مالزی رو مقصد جدید برنامه هاشون برگزیده اند. بعد از کنسرت اندی و DJ Aligator، این بار نوبت شهرام شب پره است تا با همراهی شرکت پارس تراول، در مالزی اجرای برنامه داشته باشه و فکر می کنم امشب این کنسرت حسابی داغ باشه.

پیوست: دیشب کنسرت شهرام شب پره در مالزی برگزار شد و تعداد تماشاگران به طرز باورنکردنی زیاد بود. بسیاری، ایرانیانی بودند که همراه تورهای نوروزی آمده بودند اما به هر ترتیب جمع بزرگ و پرشماری بود. شهرام 60 ساله، نه چندان با شور و شوق، که انگار از سر انجام وظیفه می خواند اما برای مردمی که دنبال بهانه های کوچک هستند برای خوشحالی فرقی نداشت. شاید بعدترک بیشتر نوشتم اما تا اون وقت برای دیدن عکس هایی از کنسرت شهرام شب پره این جا کلیک کنید.

بازم یه پیوست دیگه: پیرو توضیحی که دو نفر از خوانندگان، که ظاهرا هر دو دست اندرکار تدارک برنامه جشن لیم کوک وینگ بوده اند، ظاهرا آقای بهزاد محمدی، از ابتدا به عنوان مجری برنامه و نه برای اجرای نمایش دعوت شده بود. بنابراین علاوه بر این که کامنت هر دوی این عزیزان در بخش نظرات موجود است، بد ندیدم این جا هم توضیحی رو اضافه کنم.
و یه نکته یه خورده بی ربط :  واقعا خوشحالم که "رونوشت برابر اصل" خوانده می شه تا اشتباهات احتمالیش هم تصحیح بشه. ممنون از این که سر زدین و متشکر از توضیح تون.