بعد از مدت نسبتا زيادي اومدم اين‌جا و اصلا هم قصد ندارم چيز مهمي بنويسم. فقط چند كلمه‌اي مي‌نويسم كه خودم خودمو بذارم تو رودرواسي براي آينده.....مي‌خوام قول بدم كه به محض اين كه اوضاع و احوالم مشخص شد و آروم، دوباره بنويسم. اما حالا سرم حسابي شلوغه... بدو بدو دنبال مدارك و ترجمه رسمي و عكس و كاراي بانكي و ......................... اگر خدا سنگ جلوي پام نندازه، حدود ۲۵ روز ديگه مالزی هستم... اين‌كه چه خواهد شد اصلا برام قابل پيش‌بيني نيست... فعلا فقط مي‌خوام يه حركتي بكنم تا بعد چي بشه.... دلواپسم يا شايد هم يه جورايي دچار هيجان مفرط شده‌ام.........

 

نمي‌دونم از زماني كه از ايران خارج بشم، كي دوباره به اينترنت دسترسي خواهم داشت، اينه كه خواستم يه سر بيام اين‌جا، يه چند جمله دري وري واسه دل خودم بنويسم كه مبادا در اين‌جا تخته شه

اميدوارم همه چي خوب پيش بره و اين بار ديگه همون بشه كه مي‌خوام